مهمترین اصطلاحات فیلمبرداری و تدوین

 

 

تدوینگران ، همه روزه با تدوین سر و کار دارند و باید اصطلاحات کاربردی آن را نیز بدانند. پس بیایید مهمترین اصطلاحات را باهم مرور کنیم:

 

– سکانس Sequence (فصل): هر فیلم از چند تا بخش (فصل) تشکیل شده است که هر بخش یک قسمت از موضوع را بازگو می کند و فصل های مختلف یک فیلم را سکانس می نامند.

– پلان Plan (نما): هر سکانس از چندین نما (پلان) تشکیل می شود.

– شات Shot (برداشت): از لحظه ای که ضبط را آغاز می کنند، تا وقتی که قطع می شود یک شات نامیده می شود. هر نما (پلان) ممکن است چند بار برداشت (شات) شود. همچنین در عکسبرداری نیز ، به هر عکسی که برداشته می شود یک شات می گویند.

– شات لیست Shot List (فهرست برداشت ها): گزارش کار فیلم برداری است که در آن توضیح می دهند کدام لحظه از نوار فیلم برداری شده و شامل چه تصاویریست.

 

– کلاکد یا کلاکت Clacked (صدای تق): تخته ای که روبروی دوربین نگه داشته می شود و  هر متنی اضافه شده به فیلم که توضیح می دهد از این جا به بعد، موضوع تصاویر در مورد چیست.

 

 

– کالر بار Color Bar و Bar & Tone: صفحه ایست که ستون های رنگی دارد و برای تست رنگ مانیتور استفاده می شود. و وقتی هم با صدای سوت همراه باشد Bar&Tone برای تست صدا نیز به کار می رود.

 

– اسکوپ Scope : سیاهی بالا و پایین تصویر. نخستین بار موقعی پیش می آمد که می خواستند یک فیلم سینمایی را در تلویزیون نشان دهند. چون همان طور که می دانید، پرده سینما خیلی عریض تر از صفحه تلویزیون است، چون می خواستند کل پرده را در تلویزیون نشان بدهند بالا و پایین تصویر سیاه می شد. بعد از آن، در کارهای تلویزیونی برای قشنگی مورد استفاده قرار گرفت. اگر تصاویر بانسبت ۱۶:۹ ( واید)  را در پروژه ای با نسبت ۴:۳ قرار دهید، برای نمایش کامل تصویر این حالت بوجود می آید.

– راش Rash : تصاویر فیلم برداری شده بدون تغییر و بدون کم و زیاد.

– راف کات Rough cut:  همیشه قسمتی از تصاویر راش، خراب و بلا استفاده است. قبل از مونتاژ، تصاویر مورد استفاده را از راش در آورده و گلچین می کنند. به این تصاویر کات شده و قابل استفاده راف کات می گویند.

 

– تیتراژ: قسمت اول و آخر برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت می پردازد.

 

 

– پلاتو: صحبت های مجری برنامه.

– ووله: تصاویر میان برنامه که با موسیقی همراه است و معمولاً از ۳۰ ثانیه بیشتر نمی شود.

– نریشن Narration : صدای گوینده که روی تصاویر پخش می شود و موضوع را دنبال می کند.

– اینسرت Insert : تصویر کوتاهی که رابط دو تصویر دیگه است و یا قسمتی از خرابی تصویر اصلی را می پوشاند.

– تایتل Title: هر نوشته ای که روی تصویر بیاید.

– ساب تایتل sub Title (زیرنویس): نوشته ای که فقط پایین تصویر نشان داده می شود.

– کات Cut (بریدن): برش تصویر ، به چسباندن دو تصویر بدون هیچ افکت اضافه نیز گفته می شود.

– جامپ کات Jump Cut (پرش تصویری): کات نادرست یا پرش در تصویر.

 

– ترانزیشن Transition : هر افکتی که رابط دو تصویر کنار هم باشد.

 

 

 

– دیزالو Dissolve : ساده ترین و پرکاربرد ترین تروکاژ برای چسباندن دو تصویر که باعث می شود تصویر اول در تصویر دوم محو شود.

 

 

– فید این Fade In: وقتی که تصویر بدون حرکت (موشن) کم کم از سیاهی بیرون آید. مثلاً دیزالو سیاهی به تصویر.

– فید اوت Fade Out: برعکس فید این. تصویر به آهستگی در سیاهی می رود.

 

 

– وایپ Wipe: یکی از تروکاژهای مرسوم که بر اساس رنگ یک عکس سیاه و سفید (شیب رنگ)، تصویر اول را حذف می کند و تصویر دوم را نشان می دهد.

– سوپر ایمپوس Super Impose: دو یا چند تصویر که به صورت محو، روی هم نشان داده می شود.

– موشن Motion: هر نوع حرکت فیلم یا عکس یا نوشته روی صفحه. (همچنین ببینید: حرکت در فیلم)

– کراپ Crop: بریدن از طول و عرض تصویر.

– رول Roll: حرکت (موشن) به صورت افقی.

– کراول Crawl: حرکت (موشن) به صورت عمودی.

– مانیتور Monitor: تصویر خروجی کار.

 

 

-تدوین موازی  Cross-cutting : قطع متناوب از یک صحنه به صحنه دیگر و نشان دادن تکه ای از یک واقعه و تکه ای از واقعه ای دیگر به صورتی که دو ماجرا به طور موازی و متناوب پیش برده شود. به عبارتی دو واقعه همزمان درحال روی دادن است.

-تصاویر روی هم Multiple-Exposure : یک نمای واحد که از چاپ و یا روی هم افتادن دویا چند تصویر مختلف تشکیل شده باشد. به طوریکه طرح هر یک از تصاویر (هرچندمحو) ازخلال سایر تصاویر پیدا باشد (مثل چهره ای بر زمینه یک ساختمان و روی این دو تصویر صفحه روزنامه ای). این تدبیر برای خلاصه و فشرده بیان کردن یک خبر و یا انتقال حس، حالت یا فضایی خاص به کار می رود. به این نوع نما «سوپر ایمپوزیشن» supperimposition نیز گفته میشود.

-تصاویر کنارهم Multiple-Image : زمانی که در کادر یک «نمای» واحد دو یا چند تصویر مشابه یا مختلف درکنارهم ظاهر شوند. مثلاً در فیلمهای قدیمی گاهی در صحنه ای که دونفر به هم تلفن می کردند، هرکدام را در یک طرف کادر نشان می دادند که با خطی از وسط جدا شده بودند. به این تدبیر (پرده قسمت شده) split screen هم گفته می شود.